جوانه های ایرانی ، جوانه های امید و زندگی ، جوانه های ایرانی هماره در طول تاریخ نشان داده اند که سر شار از رادمردهای و دلاوری هایی هستند که در تاریخ فراموش ناشدنی هستند. درودتان باد که هماره برای وطنتان جانفشانی و از خودگذشتگی به خرج دادید
شهید بزرگوار عیسی مختاری نسب پیش از اخذ دیپلم وارد ارتش جمهوری اسلامی شده و به عضویت ارتش درآمده و استخدام می شود و در همان سالها به سنت پیامبر خویش جامه عمل پوشانده و پیوند مقدس ازدواج را برقرار می کند که ثمره این ازدواج سه دختر می باشد.
برادران و خواهران مسلمان ایرانی تو برای آزادی قدس دست بکارند و روزی خواهد رسید که انشاالله دست به دست هم دهیم و به امامت زعیم عالیقدر امام خمینی نماز جماعت را در قدس بخوانیم.
شهيد قبل از انقلاب در راهپيمايي ها و سخنراني ها که در مساجد تشکيل مي شد شرکت مي کرد و پس از اينکه انقلاب پيروز شد او هدفش را انتخاب کرد هدف او پاسداري از انقلاب بود قبل از جنگ او در بسيج محلي براي حفاظت از محله و مسجد شبها نگهباني مي داد
آخرین پیام من به خانواده ام این است که نگران نباشید و اگرشهید شدم ناله و فریاد نکشید ،من توصیه نمی کنم بر من گریه نکنید،میدانم اگر شهیدشدم این افتخار من است بر من گریه خواهی کرد
از امت حزب ا...می خواهم که با توکل به خداوند در خط امام عزیزوکارگشای گره های کشور ومسلمین حرکت کنند زیرا مادامیکه ایمان داشته باشید وپشت سر امام حرکت کنید هیچ بیم واندوهی ندارید.زیرا امام بسیار آگاه ومتقی است
شهید نادر همتی/ دهم خرداد 1347، در شهر رودهن تابعه شهرستان دماوند به دنیا آمد. بیست و هفتم فروردین 1366، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
ای ملت قهرمان و شهید پرور این سخن را از این برادر کوچکتان بپذیرید . به امر امام گوش فرادهید که ندای رسول خداست و به آنها عمل نمایید که به امر رسول خدا عمل کرده اید
من رفتم خداحافظ ، از شما میخواهم که پس از رفتن من راه مرا که همان راه اسلام حقیقی است ادامه بدهید و همچون کوه استوار و پایدار باشید که سرانجام صاحب ما خواهد آمد و انتقام خون شهیدان را خواهد گرفت
زندگی و حیات این حقیر در جهت بندگی و عبودیت خدا و خدمت به اسلام و انقلاب عظیم اسلامی کاری نکرده و ارزشی نداشته است بلکه انشاءا...این اندک خونم به پای درخت پرثمر اسلام بریزد و معاصی و گناهانم آمرزیده شود
رضا با همیشه فرق داشت از همیشه نورانی تر و زیبا تر شده بود و در بهمن ماه 65 به جبهه جنوب رفت و در تعطیلات عید چند روزی به مرخصی آمد دیگر کاملا فرق کرده بود
بعد از خداحافظی مفصل دیگه من محسن رو ندیدم. فقط قبل از رفتنش تلفنی زنگ زد و حلالیت طلبید و ناراحت از این بود که من باهاش اعزام نشدم ولی گفت اونجا منتظرت می مونم
برادران و خواهران عزیز اینک که جمهوری اسلامی ایران با تمام مصائب و مشکلاتش و تمام گرفتاریهای داخلی و خارجی اش توانسته خود را پابرجا و ثابت قدم نگاه دارد و با تمام این بلایا بخصوص دخالت آمریکا و شوروی که تاب تحمل این حرکت الهی که از جوهره وجودی انسان متکی به الله سرچشمه گرفته را ندارند
وصیتم این است که دست از امام و انقلاب بر ندارید و همیشه چون من در راه اسلام و رهبری و ولایت فقیه باشید و همیشه در صحنه بوده ، تا دشمنان اسلام و این مرز و بوم نا امید شوند . در این دنیا اگر مال اندکی اندوخته ام برایم خیرات دهید .