آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۴۱۰۹
۰۹:۰۴

۱۴۰۵/۰۸/۰۷

قهرمانِ پارکور در میدانِ خدمت؛ روایت شهادت رضا خلیلی

او که با مهارتِ ورزش پارکور، بر موانع غلبه می‌کرد، در مسیرِ خدمت نیز از هیچ مانعِ سختی نمی‌هراسید. رضا خلیلی، جوانی که با اراده‌ای پولادین، از پسِ خدمت سربازی در جاده‌های پرخطر چالوس گذشت تا به مقامِ مأمورِ امنیت برسد. او که گویی از پیش، مسیرِ خونینِ شهادت را در دلِ وصیت‌نامه‌اش دیده بود، در میانه‌ی حملاتِ خصمانه، همان‌گونه که بر خود واجب می‌دانست، ایستاد تا از جان و مالِ مردم محافظت کند؛ او در میانه‌ی آتش، به وصیتِ پیشینِ خود عمل کرد و به سوی جاودانگی پر کشید.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ رضا خلیلی، زاده‌ی روستای گلعلی در شهرستان خدابنده از استان زنجان، با روحیه‌ای سرشار از انگیزه و پشتکار بزرگ شد. او از همان دوران جوانی، توانایی‌های بدنیِ استثنایی خود را نشان داد. علاقه به ورزش، او را به سمت رشته‌ی چالش‌برانگیز «پارکور» کشاند؛ رشته‌ای که نیازمندِ تمرکز، شجاعت و تسلطِ کامل بر بدن است. او با تلاش و تمرینِ مداوم، توانست در مسابقات سازمان ورزش و جوانان استان البرز به مقام قهرمانی دست یابد. این مهارتِ بدنی، بعدها در مسیرِ خدمتِ نظامی، سلاحی در دستانِ او برای انجامِ وظایفِ دشوار شد.
قهرمانِ پارکور در میدانِ خدمت؛ روایت شهادت رضا خلیل

                                                     تلاش برای رسیدن به مقامِ خدمت

پس از پایان دوران تحصیل در رشته‌ی علوم انسانی، رضا مسیرِ خدمت در نیروهای انتظامی را برگزید. او با گذشتن از دورانِ خدمت سربازی در جاده‌های پرخطر و پرچالش «چالوس»، ثابت کرد که برای رسیدن به آرزوهای خود، از هیچ سختی‌ای نمی‌هراسد. تلاش و پشتکار او سرانجام به نتیجه رسید و توانست به عنوان مأمورِ نیروی انتظامی استان البرز در فرماندتی فعالیت خود را آغاز کند. او در کنارِ عموی خود که از افسرانِ ارشد نیرو بود، با نظم و انضباطی مثال‌زدنی، به خدمت در یگان‌های مختلف پرداخت.

                                                         الهامِ شهادت و وصیتِ پیش‌گویانه

در میانِ روایت‌های پیرامون زندگی رضا، نکته‌ای وجود دارد که همگان را در شگفت فرو می‌برد؛ او گویی از پیش، پایانِ مسیرِ خود را می‌دانست. خانواده و دوستان نزدیکش می‌گویند که او همواره با نگاهی فراتر از زمانِ حاضر، به آینده می‌نگریست. او وصیت‌نامه‌ای نوشته بود که گویی الهامی از سوی حق بود؛ در آن نوشته بود که اگر روزی حادثه‌ای رخ داد، او آماده‌ی ایثار است.

او بارها در گفتگوهای خود با خانواده، بر اهمیتِ حفاظت از مردم تأکید می‌کرد. در حالی که دیگران از خطراتِ احتمالی هراس داشتند، او با اعتقادی استوار می‌گفت: «مردم در خیابان‌ها هستند و ما وظیفه داریم از جان و مال آن‌ها محافظت کنیم.» این جملات، نه از روی بی‌باکیِ بی‌گدار، بلکه از روی آگاهیِ عمیق از وظیفه‌ی انسانی و مذهبی‌اش بود.

                                                             حماسه در میانه‌ی آتش

سرنوشت، رضا را در روزی که دشمن با بی‌رحمی به خاکِ ایران می‌تاخت، به میدان آورد. در جریانِ حملاتِ خصمانه‌ی دشمن به محلِ یگانِ امداد جنب کلانتری، ساختمان هدفِ حملاتِ موشکی قرار گرفت. رضا خلیل که در آن لحظات مأموریتِ خود را در میانه‌ی این هجوم انجام می‌داد، در میانه‌ی اصابت موشک‌ها، با ایمان و شجاعتِ همیشگی‌اش، در کنارِ همکارانش ایستاد.

او که همواره به دنبالِ محافظت از امنیتِ مردم بود، در همان لحظه‌ای که وظیفه‌اش را به انجام می‌رساند، زیر آوارِ حملاتِ دشمن به شهادت رسید. او در حالی از دنیا رفت که دقیقاً به همان وصیتی عمل می‌کرد که پیش‌تر نوشته بود: «ایستادن در برابرِ خطر برای محافظت از مردم.»

                                                             میراثِ یک قهرمان

رضا خلیل، تنها فرزندِ مذکرِ خانواده‌ای بود که با رفتنِ او، بخشی از قلبِ آن‌ها نیز به آسمان رفت. اما او میراثی بزرگ‌تر از یک جوانیِ از دست رفته بر جای گذاشت؛ او میراثِ یک «مأمورِ وفادار» و یک «ورزشکارِ قهرمان» را به یادگار گذاشت. او به ما آموخت که مهارتِ بدنی (پارکور) زمانی به کمال می‌رسد که با مهارتِ اخلاقی و ایثارِ قلبی همراه شود. روحِ او در میانه‌ی جاده‌ها، خیابان‌ها و در یادِ همکارانش، تا ابد در حالِ محافظت از ما خواهد بود.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه