از اعتراف به غفلت تا تمنای وصال؛ زمزمههای عارفانه شهید در محضر پروردگار
به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، شهید «سید عبدالله طالبیان» دوم اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در خانوادهای مذهبی و تحصیلکرده در شهرستان نیشابور دیده به جهان گشود. وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه و اخذ دیپلم ریاضی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ریاضی ادامه داد و مدرک کارشناسی دریافت کرد. او در دوران انقلاب فرهنگی به جهاد سازندگی پیوست و در مسئولیتهایی همچون هیئت هفتنفره واگذاری زمین در نیشابور و عضویت در هیئت هفتنفره استان خدمت کرد. این شهید والامقام که ارادتی عمیق به اهلبیت (ع) داشت، در کنار فعالیتهای علمی و اجتماعی، به هنر نقاشی، بهویژه مینیاتور و سیاهقلم، علاقهمند بود. سرانجام در سومین حضور خود در جبهه، ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۶۵ در منطقه مهران بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید.

فرازی از وصیت نامه شهید:
بیداری از غفلت در پرتو رحمت الهی
در پندار خویش بودیم تا آنکه از لابهلای امواج رحمت مقلّبالقلوب، به ناگاه برقی جهید و تا اعماق جان دوید و در جان مرده ما روحی دیگر دمید. جای درنگ نبود؛ دست و رو ناشسته برخاستیم و در پی خیل روندگان راه تو دویدیم، در حالی که دستمان به تضرع بلند بود که: «رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا».
اما غفلت دیرینه را تضرع کافی نبود. جان بیمایه را زیر بغل گرفتیم و گفتیم: «رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ».
جهاد با نفس و آرزوی وصال
پنداشتیم که خالصیم، اما سگ نفس همچنان در پی ما روان بود. طلب وصال داشتیم، اما مخاطب کلام خداوندی بودیم که: «اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَىٰ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا».
سر افکنده، سر به زیر انداختیم که کتاب ما سخت پریشان بود؛ اما مگر پناهگاه دیگری سراغ داشتیم؟ پس دیگر بار فریاد کردیم: پروردگارا! سربازی هستیم از سربازان مکتب و هوای نصرت حسین(ع)، آن سبز کربلای سرخ، را در سر داریم و سرمایه جان، یگانه پیشکشمان است.
مصیبت؛ زمینه تعالی و انتخاب مسیر بندگی
به نام او که نامش دوای دلهای خسته است و ذکرش شفای قلبهای شکسته. معرفتش معراج عارفان است و قدرتش موجب استواری مجاهدان.
سپاس او را که مصیبت را موجب تعالی انسان قرار داد، بشر را صاحب اراده نمود و به وی نعمت انتخاب عطا فرمود تا اسفلالسافلین را زیر پا نهد، در «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ» بگدازد و طریق «الَّذِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» را بپیماید، پذیراى «إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» گردد و آنگاه در مقام «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ» آرام گیرد.
اعتراف به غفلت و رهایی از تعلقات دنیا
خداوندا! بندگانی بودیم غافل، با کولهبار سنگین تعلقها؛ بار سنگین بود، اما دست تهی؛ راه روشن بود، اما قلب تاریک؛ صراط مستقیم بود و ما مغضوب. جهان به تسبیح تو در خروش بود و ما در سکوت خویش خموش.
زنجیر ضلالت را به دست خویش بر پای هدایت بسته بودیم و دلهای خود را به رنگهای دنیا خسته نمودیم. مصداق کلام مولای علی(ع) بودیم که فرمود: «یا أَسْرَى الرَّغْبَةِ أَقْصِرُوا»؛ ای گرفتاران خواهش نفس! بازایستید که دلبند به دنیا را نمیترساند، مگر صدای دندان مصیبتها و اندوههایشان.
زمزمه آمرزش در سپیدهدم رحمت
این بار نسیم جانبخش رحمت خداوندی بود که بر چهرههای عرقکرده و تنهای زخمخورده میوزید و صبح صادق را نوید میداد؛ در حالی که با خالق خویش زمزمه میکردیم:
«رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ».
خداوندا! روز قارعه و یومالحساب، مرا سید و عبدالله و از طالبان رحمتت قرار ده.
انتهای پیام/