آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۷۰۹۳
۱۴:۵۶

۱۴۰۵/۰۱/۲۲

خاطره/ لالایی قرآن

مادر شهید «مصطفی دیلمی» برایمان روایت می‌کند: «از همان روز‌های نوزادی مصطفی، دوست داشتم فضای خانه با صدای قرآن آشنا باشد. هنگامی که نوار کاست جز به جز قرآن را می‌گذاشتم و همراه آن آرام‌آرام تلاوت می‌کردم. مصطفی که هنوز نوزاد بود، هر وقت صدای قرآن در خانه می‌پیچید، کم‌کم آرام می‌شد و به خواب می‌رفت.»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید مصطفی دیلمی در هشتم آذر ماه ۱۳۷۵ در شهرستان اهواز دیده به جهان گشود. پدرش محمد و مادرش خدیجه است. پس اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی مکانیک سیالات به سپاه پاسداران پیوست و به عنوان فرمانده سکو لانچر در حال خدمت بود. یک روز پس از تجاوز آمریکا و اسرائیل در به خاک میهمانمان در یازدهم اسفندماه ۱۴۰۴ شهد شیرین شهادت را نوشید. پیکر مطهرش در گلزار شهدای اهواز به خاک سپرده شده است.

خاطره/ لالایی قرآن

متن خاطره:

از همان روز‌های نوزادی مصطفی، دوست داشتم فضای خانه با صدای قرآن آشنا باشد. 

هنگامی که نوار کاست جز به جز قرآن را می‌گذاشتم و همراه آن آرام‌آرام تلاوت می‌کردم. 

مصطفی که هنوز نوزاد بود، هر وقت صدای قرآن در خانه می‌پیچید، کم‌کم آرام می‌شد و به خواب می‌رفت.

جالب این بود که تا وقتی همان جز قرآن پخش می‌شد مصطفی در خواب می‌ماند؛ اما همین که نوار به پایان می‌رسید و صدا قطع می‌شد بیدار می‌شد.

برای همین تقریباً همیشه همان نوار‌ها را می‌گذاشتم تا با شنیدن آیات قرآن آرام بگیرد و بخوابد.

هنگامی که مصطفی بزرگ‌تر شد وقتی خودش قرآن می‌خواند، گاهی با تعجب می‌گفت: «مامان، بعضی وقت‌ها حس می‌کنم این آیات از قبل توی ذهنم هست، انگار از قبل بلدشان بوده‌ام.» 

من لبخند می‌زدم و یاد همان روز‌های نوزادی می‌افتادم که صدای قرآن همیشه در گوشش می‌پیچید.

از همان کودکی، قرآن با وجود مصطفی عجین شده بود.

آن قدر که انگار آیات الهی با جان و دلش گره خورده بود. 

شاید همین انس همیشگی با قرآن و اهل‌بیت (ع)، با نام امام حسین (ع) و امیرالمؤمنین (ع)، بود که مسیر زندگی‌اش را شکل داد و او را به راهی رساند که سرانجامش شهادت شد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه