جانباز سرافراز «عادل حسن زاده» بیان میکند: «وظیفه همه جوانان این میباشد که پشت رهبرمان بایستیم و نگذاریم خون شهدا پایمال شود و همیشه گوش به فرمان رهبر عزیزمان باشیم....»
جانباز ۳۵ درصد «محمد علی حسین زاده» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در تیپ تکاوری، مسئول آموزش بودم که یک نارنجک عمل نکرده، ناگهان در دستم منفجر شد و از ناحیه چشم، سر و بدنم مجروح شدم و ...»
جانباز ۴۵ درصد «فخرالدین حاجی حسینلو» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در گردان سجاد از لشگر عاشورا، به عنوان فرمانده دسته در جبهه شلمچه خدمت میکردم، در عملیات کربلای ۵ بر اثر اصابت ترکش مجروح شدم و ...»
جانباز سرافراز «موسی کچلانلو» بیان میکند: «از جوانان میخواهم در مقابل دشمن بایستند و نگذراند خون شهیدان بر روی زمین بماند و در دفاع از خاک و ناموس خود هر کاری میتوانند انجام دهند. قدران امنیت فعلی مملکت باشیم ...»
جانباز سرافراز «غلامعلی جعفرزاده» بیان میکند: «زمانی که از طرف تیپ بیت المقدس به اندیمشک اعزام شدم در مسجد غریبان بودم. شب نیروهای بعثی عراقی اقدام به شلیک موشک کردند که باعث شد مسجد بر سرمان تخریب شود ...»
جانباز ۳۵ درصد «اسماعیل تقی لو» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در پایگاهی در منطقه عملیاتی فاو و یک کیلومتر مانده به مرز عراق در حال نگهبانی بودم که ناگهان صدای سوت خمپاره آمد و به دستم برخورد کرد و ...»
جانباز ۴۵ درصد «موسی علیلو» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «شب پاس بخش بودم، صدای تیراندازی شنیدم و زمانی که برگشتم و دو به سمت پایگاه دویدم ناگهان پایم بر روی مین رفت و ...»
جانباز سرافراز «محمدرضا عباسی اقدم» بیان میکند: «اوایل شب در طرف عراق یک سنگر دایرهای داشتیم که برای استراحت آنجا رفتیم. هنوز کامل به خواب نرفته بودیم که خمپارهها به سنگر بالای سر ما اصابت کرد و کامل زیر خاک ماندیم ...»
جانباز ۳۵ درصد «مراد دودکانلو» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «قبل از انجام عملیات برای شناسایی به سمت نیروهای عراقی رفتم، اما در برگشت مورد هجوم نیروهای عراقی قرار گرفتیم و بر اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح شدم و ...»
جانباز ۴۰ درصد «ابراهیم خلیل نیک خواه» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «بعد از عملیات والفجر ۹ در موقعیت بودیم که هواپیماهای عراقی حمله کردند و من با تیرباری که در اختیار داشتم شروع به شلیک کردم و یک هواپیمای عراقی موشک را به سمت من شلیک کرد و ...»