نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی و اجتماعی
ورامین با عطر شهید «احمد حسینی» عطرآکین شد
بار دیگر شهرستان ورامین به عطر شهید مدافع حرم «احمد حسینی» عطرآکین می شود. مراسم وداع با این شهید بزرگوار در روز چهارشنبه چهارم مهر ماه 97 همراه با نماز مغرب و عشاء در مسجد حضرت موسی بن جعفر(ع) سعید آباد و مراسم تشییع در روز پنجشنبه پنجم مهرماه رأس ساعت نه و سی دقیقه از روستای سعید آباد به سمت گلزار شهدی یوسف رضا برگزار می شود.
عکس/ زنگ ایثار و مقاومت در آموزشگاه شاهد کوثر دختران شهریار نواخته شد
مراسم بازگشائی مدارس و به صدا درآوردن زنگ ایثار و مقاومت یکم مهر 97 راس ساعت هفت و سی دقیقه صبح باحضور مسئولان و خانواده های معزز شهدا و ایثارگران گرانقدر همراه باقرائت قرآن و سرودجمهوری اسلامی به همراه گزیده ای از وصیت نامه شهید و پیام جناب آقای شهیدی با سخنرانی امام جمعه و فرماندار در آموزشگاه شاهد کوثر با جوی آکنده از معنویت برگزار گردید. لازم بذکراست در این مراسم مدیرکل محترم شهرستان های استان تهران و چهل و هشت نفر از خانواده های معزز شهدا و ایثارگران در مدارس شهرستان برای به صدا درآوردن زنگ ایثار و مقاومت و ذکرخاطره حضور یافتند.
پوستر/ یادواره شهدای آماد سپاه حضرت سیدالشهدا(ع) با محوریت «سردار شهید مصطفی زواره»
یادواره شهدای آماد سپاه حضرت سیدالشهدا (ع) استان تهران با محوریت سردار شهید مصطفی زواره مسئول آماد لشگر حضرت سیدالشهدا با حضور خانواده شهدا سه شنبه سوم مهر ساعت شش عصر در حسینیه شهدای سپاه ورامین برگزار می شود.
وداع با شهید «بی نشان» شهرستان ملارد
به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس وداع با شهید «بی نشان» در شهرستان ملارد در روز سه شنبه سوم مهر 97 با سخنرانی حجت الاسلام سیدحسین حسینی نوری و مداحی «کربلایی سلمان روشنی» همزمان با نماز مغرب و عشاء در مسجد جوادالائمه (ع) قلعه فرامرز برگزار می کند.
آرشیو

جبهه مدسه خود شناسی است

ای عزیزان من تا زمانی که به جبهه های نبرد حق علیه باطل نیامده بودم رزمندگان اسلام و این عزیزانی که جان خود را در کف اخلاص گذاشته اند و به جبهه های جنگ آمده اند را درک نمی کردم و من در اینجا (جبهه) درسهایی آموختم که هرگز در طی این مدتی که تحصیل می کردم نیاموخته بودم.
همواره راه انقلاب که امتدا راه توحید است در پیش بگیرید

همواره راه انقلاب که امتدا راه توحید است در پیش بگیرید

توصیه ی من به شما فرزندان عزیزم این است که دست از دامان انقلاب نکشید چرا که دامان توحید است. و به شما توصیه می کنم که با درس خواندن می توانید مشت محکم به دهان ابرقدرتها بزنید و همواره می توانیددرعرصه ی پیکار توحید مانند مشعل فروزان روشنی بخش و باعث گرمی محیط اطراف خود باشید .
مناجات شهیدانه...

مناجات شهیدانه...

خداوندا ترا شکر و سپاس می گوئیم که به ما لطف کردی و اینچنین رهبری بیدار و آگاه دور اندیش عطا کردی که ما را راهنما به سوی تو از منجلاب فساد گناه گردید . خداوندا از تو عاجزانه می خواهم که به حق مقربین درگاهت از گناهانم درگذری و به من توفیق رزم و جهاد در راه خودت را عطا بفرمایی و توفیق شهادت در راهت را نصیبم گردانی . آمین

پوستر خاطره شهید «حجت الله خلیلی»

در هنگام ادای بعضی از حروف، زبانش می گرفت و بیشتر دوستانش او را از حرف زدنش می شناختند. وقتی تیری توی شکمش خورد، دویدم و او را در بغل گرفتم. نفس های آخر را می کشید. دستش را روی سینه گذاشت. خیلی واضح و بدون لکنت، سه مرتبه گفت: «السلام علیک یا ابا عبدالله».
رد پای شکنجه های رژیم بعثی!

رد پای شکنجه های رژیم بعثی!

هشت سال بعد ، وقتی آزادگان به میهن اسلامی بازگشتند ؛ مصطفی نیز جزو اسرای آزاد شده بود . او با چهره ای تکیده و اندام لاغر خود ، رد پای شکنجه های رژیم بعثی را به وضوح نشان می داد . او در اسارت آن قدر شکنجه شده بود که نای راه رفتن و پیاده شدن از اتوبوس را نداشت . از دیدن خانواده به وجد آمده بود ؛ اما نمی توانست جای زخمایش را به خانواده نشان دهد . نمی توانست درباره رویدادهای تلخ اسارت بگوید . مصطفی خود را خوشحال و شاد نشان می داد ؛ تا این که یک روز همه متوجه زخم های عمیق سید شدند .

پدرم! خود ساخته از خود گذشته

روز اول مهر سال 1365 را به یاد دارم که من را با ذوق و شوق راهی مدرس کرد. به من گفت:«قدر روزهایی را که با مهر و محبت پدر و مادر به مدرسه می روی بدان. من از این نعمت محروم بودم.» آن روز که انفجار هولناکی پدر را از ما گرفت، تلخ ترین روز زندگی ام بود. پدر در حال کار بود که انفجاری مهیب رخ می دهد و در دم به شهادت می رسد. سه خواهر و یک برادرم به همراه مادر و من، در چنین روزی هر ساله بر مزارش ابراهیم «ارمبویه» حاضر می شویم و به یاد خوبی و صداقت و درستکاری همیشگی اش در زندگی اشک می ریزیم.
زندگی نامه «شهید عملیات بیت المقدس»

زندگی نامه «شهید عملیات بیت المقدس»

شهید علیرضا حسن در بیست و چهارم فروردين سال 1345 در خانواده ای متوسط و مذهبی در ورامين ديده به جهان گشود . پدرش از طريق کارگری مخارج خانواده را تامين مي کرد وی تا کلاس دوم راهنمائی درس خواند و قبل از انقلاب فعاليت به صورت شرکت در تظاهرات و راهپيمائی ها و شعار دادن عليه شاه و خاندانش و امريکای جنايتکار بود.
روایتی مادرانی از زندگی شهید «جعفر زارع پور»

روایتی مادرانی از زندگی شهید «جعفر زارع پور»

پسرم نوزده سالش بود که به جبهه رفت ایشان بعد از تمام کردن دوره ی راهنمایی بعد از ورود به دوره ی دبیرستان از طریق بسیج دولت آباد اعزام شدند البته با رضایت خانواده بسیار پسر دلسوز و مهربان بودند . در ابتدا که اعزام شده بودند به جبهه فکه رفتند در لشگر قدر بعد از چهار یا پنج ماه به یک مرخصی آمدند شب ها در یک گوشه اتاق به عبادت مشغول می شدند و بسیار گریه می کردند و همیشه به من می گفتند : مادر تو نمی خواهی یک شهید داشته باشی .