شنبه, ۰۳ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۶
همسر شهید گرانقدر "خلیل حسین زاده ثانی " در خاطره ای از شهید چنین بیان می کند :« شب آخر حال و هوای عجیبی داشت و خوابش نمی برد در حالی که خوابم برده بود فرزندانمان را در عالم خواب بوسده بود و با آنها خداحافظی کرده بود و دیگر هم فرزندانش را ندید. »
وداع آخر


 به گزارش نوید شاهد خراسان شمالی ؛ شهید " خلیل حسین زاده ثانی " یکم فروردین 1337 در یکی از روستاهای توابع شهرستان شیروان دیده به جهان گشود . پدرش غلاحسین نام داشت و کشاورزی می کرد . وی سال 1361 ازدواج کرد و صاحب دوپسر و یک دختر شد . شهید به عنوان بسیجی در جبهه های حق علیه باطل حضور یافت و و در نهایت یازدهم فروردین 1365 با سمت تک تیر اندار در سلیمانیه عراق به مقام شهادت نایل گردید .

متنی که در  زیر ملاحضه می کنید خاطرات همسر بزرگوار   شهید است که  در شصت و یکمین   سالروز ولادت این شهید بزرگوار منتشر می شود .

وداع

شبی که می خواست اعزام شود حال و هوای عجیبی داشت و خوابش نمی برد ولی من خوابم برده بود و بعدا در وصیت نامه اش نوشته بود  زمانی که همسر خواب بود دوتا بچه هایم را از زیر پتو در آوردم و در حالی که خواب بودند با آنها صحبت کردم و آنها را بوسیدم و با آنها خداحافظی کردم  با خودم گفتم : اگر به مرخص آمدم قطعا فرزندانم بزرگ شده اند و این آخرین وداع شهید با فرزندانش بود و هرگز فرزندانش را ندید.

شهادت در غربت

خلیل در عملیات والفجر 8 شرکت کرد و چون علمیات در سلیمانیه عراق بود به دوستانش سفارش کرده بود که من دیشب خواب دیده ام به شهادت می رسم ، شما را به زهرا قسم اگر شهید شدم من را در خاک غربت  نگذارید و جنازه ام را به فرزندانم تحویل دهید و  موقع بع منزلم رفتید و فرزندانم را را دیدید از جانب من آنها را ببوسید که همان طور هم شد دوستانش تعریف می کردند : زکانی که خلیل به شهادت رسید باران شدیدی می بارید و دوستانش به سختی پیکر شهید را به خاک ایران رساندند و به قول خود عمل کردند از آن موقع هر وقت دوستانش به دیدار ما می آمدند فرزندانم را می بوسیدند و می گفتند این از جانب پدرتان است.

منبع : پرونده فرهنگی شهید

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده