شنبه, ۰۵ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۵۷
آنچه می خوانید روایتی است از شهیدی که از طریق بسیج عازم جبهه های حق علیه باطل شد ، شهیدی که آرزوی دیدن کربلا را داشت و دلاوریهای رزمندگان لالایی بچه هایش بود . در ادامه متن کامل این روایت را می خوانید.
به گزارش نوید شاهد خراسان شمالی ؛ شهید حسین حسین زاده ،  یادگار «علی  » و « سکینه » پنجم بهمن 1331 ، در روستا فریمان از توابع شهرستان اسفراین دیده به جهان گشود. وی سال 1349 ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد. بعدها به عنوان بسیجی در جبهه های حق علیه باطل حضور یافت و در نهایت بیست و نهم دی ماه 1366، با سمت راننده در ماووت عراق به مقام شهادت نایل گردید.


آرزوی کربلا

دوارن کودکی

 پدر شهید نقل می کند : حسین در کودکی پسری  خوش زبان و دوست داشتنی بود قبل از رفتن به مدرسه اورا به مکتب فرستادیم تا قرآن یاد گرفت حسین در سن هشت سالگی همراه درس خواندن در کارگاه خیاطی شاگردی می کرد و وضع درسی خوبی داشت او  در دوران نوجوانی و جوانی در مراسم مذهبی که در مسجد محل برگزار می شد شرکت می کرد .

آرزوی کربلا

همسر شهید در موردش چنین بیان می کند : حسین مردی با ایمان و معتقد بود رابطه اش با همه خوب بود، فردی مذهبی و عاشق ائمه اطهار بود. علاقه زیادی به خاندان نبوت ، قرآن و شرکت به مسابقات قرآنی داشت . حسن در سالهای 57 و 56 به صورت مخفیانه اعلامیه پخش می کرد. همیشه به من می گفت : در مورد انقلاب و دلاوریهای رزمندگان برای بچه هایمان لالایی بگو . او همیشه آرزو  داشت تا راه کربلا باز شود و یک بار به همراه خانواده به کربلا برود.

پیروزی نهایی

برادر شهید بیان می کند : هنگامی که حسین به جبهه می رفت به توصیه می کرد و می گفت : اگر شهید شدم به پدرو مادر کمک کنید و نگذارید تنها بمانند همیشه به من می گفت : به دنبال علم و دانش برو تا در آینده بتوانی خدمت کنی و راه مرا ادامه دهی .

همیشه می گفت همه ما وظیفه داریم که به جبهه برویم و دشمنان را شکست دهیم تا اسلام و مسلمین به پیروزی نهایی برسند.

منبع : پرونده فرهنگی شهید ، فرهنگ اعلام شهدا

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده