يکشنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۵۱
همرزم شهید "رحیم مجیدی" چنین بیان می کند : هميشه يك ساعت مشخصی عبادت مي كرد و قرآن مي خواند وگريه مي كرد. وقتي از او پرسيدم چرا اينقدر گر يه مي كني مي گفت خدا مرا دوست ندارد اگر دوست مي داشت مرا هم مثل ديگران شهيد مي كرد

به گزارش نوید شاهد خراسان شمالی ؛  شهید "رحيم  مجیدی " پانزدهم دی ماه  سال 1343  در شهرستان شيروان به دنيا آمد تحصيلاتش را تا ديپلم ادامه داد وبه عنوان طلبه در درس هاي حوزه علميه شيروان شركت مي كرد و پس از استخدام شدن در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي  به جبهه اعزام شد ودر جبهه مسئول گروه تخريب  بود در منطقه ي مهران پس از اصابت تركش در مورخه دوازدهم خرداد 1365 به شهادت رسيد وپيكر پاكش در بهشت حمزه  رضا (ع) در روستاي زيارت به خاك سپرده شد.

شهیدی که دعای همیشگی اش رسیدن به دوستان شهیدش بود

متنی را که در ادامه می خوانید روایاتی ست به نقل از همرزم شهید که در پنجاه و پنجمین سالروز ولادت این شهید بزرگوار منتشر می شود.

آخرین بار است که شما را  می بینیم

علاقه زيادي به امام خميني (ره) داشت مادرش مي گفت:  وقتي شنيده بود حضرت امام خميني (ره) كمي كسالت دارد شب و روز اشك مي ريخت شش روز بدون سحر روزه گرفت وقتي مادرش مي گفت چرا بدون سحري روزه مي گيري در پاسخ مي گفت براي آخرت بدنم را آماده مي كنم قبل از اينكه براي آخرين بار به جبهه اعزام شود به مادرش گفته بود:  اين آخرين ديدارم  با شماست شيري كه به من داده اي حلالم كن من مي روم سه چهار روز بيشتر طول نمي كشد كه به شهادت مي رسم وچنين نيز شد هنگام خوابيدن از رختخواب استفاده نمي كرد وقتي مادر ش دليل اين كار را جويا شد ه بود او گفته بود مادر جان مي خواهم بدنم را براي قبر آماده كنم  وقتي كه مردم تحمل خاك خشك را داشته باشم بيشتر اوقات با همان كاپشاني كه بر تن داشت مي خوابيد.

هدیه خداوند

هميشه يك ساعت مشخصی  عبادت مي كرد و قرآن مي خواند وگريه مي كرد. ومادرش مي گفت:  وقتي از او پرسيدم چرا اينقدر گر يه مي كني  مي گفت خدا مرا دوست ندارد اگر دوست مي داشت مرا هم مثل ديگران شهيد مي كرد وي همچنين مي گفت وقتي پسرم را از رفتن به جبهه باز مي داشتم اودر پاسخ مي گفت نه مادر من اصلا اين حر فها را نمي شنوم  خداوند  مرا به توهديه داده وهر وقت بخواهد هديه اش را پس مي گيرد.

توصیه به نماز شب

 اوقات فراغتش را بيشتر در حوزه علميه وبسيج مي گذارند آدم محجوبي بود بطور يكه وقتي با كسي حرف مي زد به صورت طرف  نگاه نمي كرد در ايام عيد مادرش را از گذاشتن شيريني بر سر سفره منع مي كرد ومي گفت فقط خرما بگذاريد واينكار را به احترام شهدا توصيه مي كرد در ايام سوگواري وعزاداري بطور مرتب در مساجد حضور داشت  در مراسم دعاي كميل وتوسل شر كت مي كرد نماز صبح را هميشه به جماعت در مسجد جامع به جا مي آورد  از ساعت 1:30دقيقه صبح بيدار مي شد  ومشغول خواندن قر آن  وخواندن نمازشب بودتوصيه مي كرد كه هميشه  طوري به سخنان امام (ره) عمل كنيد كه در آخرت شرمنده نشويد .

منبع : پرونده فرهنگی شهید

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده