سه‌شنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۲۰
مادر شهید "حبیب الله سیاح " می گوید : چون حبيب نتوانسته بود به جبهه برود هميشه حسرت مي خورد و ناراحت بود که چرا نتوانسته به جبهه برود او می گفت مادر من باید به جامعه خدمت کنم و تا من هستم از هیچ چیزی نترس .

به گزارش نوید شاهد خراسان شمالی ؛ ستوان دوم شهید " حبیب الله سیاح " دوم شهریور 1345 ، در روستاي ورگ شهرستان شيروان قدم به عرصه گيتي نهاد، بر اساس خوابي که پدر قبل از تولد ايشان ديده بود نامش را حبيب الله گذاشتند شهید  براي ادامه تحصيل ازهمان مقطع ابتدايي به شهرستان شيروان مهاجرت کردند او با وجود کمي سنش به فکر ياري انقلاب بود و به امام هميشه ارادت داشت . پس از گرفتن مدرک تحصيلي ديپلم در دانشگاه افسري قبول شد و بعد از فارغ تحصيل شدن مايل بود به عنوان مرزبان از مرزهاي ميهن اسلامي دفاع کند که چنين هم شد  وقتي شهادتش را آوردند و گفتند که زخمي شده است مادرش نذري کرد من گفتم  نذر نکن نذرت قبول نمي شود زيرا خدا خود حبيب را قبول کرده است شهيد حبيب ا... سياح در تاریخ بیست و ششم آذر 1372  بر اثر واژگون شدن خودرو در چابهار نيمه شبي هنگام ماموريت به خيل شهدا پيوست و در شيروان بر دستان همشهريان تا امامزاده حمزه رضا (ع) شيروان تشييع گرديد و در آنجا آرام گرفت .


باید به جامعه خدمت کنم


باید به جامعه خدمت کنم

با دوستان ناباب قطع رابطه مي کرد شجاع بود و مي گفت: مادر تا من زنده ام از هيچ چيز نترس ، بايد به جامعه خدمت کنم     چون حبيب نتوانسته بود به جبهه برود هميشه حسرت مي خورد و ناراحت بود که چرا نتوانستيم به جبهه بروم او مي گفت چرا دوستان ما بايد به جنگ بروند و ما آسوده باشيم چون اودر زمان جنگ سن کمي داشت و کوچک بود .

پذيرفتن فرزند

 در  خواب مشاهده کردم که دچار اختلال حواس شده ام آگاه بودم  انگار خبري بود به من الهام شد که سيد حبيب ا... شهيد شده است بعد از يکي يا دو روز خبر اوردند که حبيب ا... تصادف کرده است و پايش شکسته است مادرش مشغول راز و نياز بود و نذر مي کرد که گفتم نذر شما قبول نيست خداوند فرزند ما را پذيرفته است.

منبع : پرونده فرهنگی شهید ، فرهنگ اعلام شهدا  

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده