مادر شهید "داوود قربعلی " در گفتگوبا نوید شاهد
چهارشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۳۳
در مصاحبه مادر شهید قربعلی با نوید شاهد می خوانیم : " داوود پسری مودب و متین بود او کمتر با بچه های هم سن و سالش می جوشید و سرش به کار خودش بود، وقتی خبر شهادتش را شنیدم مدام آخرین حرفهایش در گوشم تکرار می شد که می گفت: مادر نگران نباش ما باید خون بدهیم تا این انقلاب را حفظ کنیم. "
نوید شاهد خراسان شمالی : گفت‌وگو با مادران شهدا حال و هوای دیگری دارد. دوست داشتیم كه بدانیم شهید "داوود قربعلی "  از نگاه مادر چگونه به افتخار شهادت نایل شده است. مشتاق بودیم تا بدانیم چه نكات تربیتی برای این مادر جلیل‌القدر مهم بوده است. حاجیه خانم قمر سلطان جعفری در گفتگو با نوید شاهد برای ما از ویژگی‌های پسر شهیدش گفت و البته حرفهای شنیدنی دیگری که توجه شما را به خواندن  گزیده این مصاحبه جلب می کنیم:

-نوید شاهد خراسان شمالی : لطفا از خودتان برایمان بگویید.

مادر شهید: به نام خدا و با تشکر از شما زحمت کشان قمر سلطان جعفری مادر شهید "داوود قرب علی " هستم. به یاد دارم شهید در هفده هم مهر ماه 1347 در یکی از روستاهای شهرستان گرمه به نام ایور به دنیا آمد .

مادر حلالم کنید

-نوید شاهد خراسان شمالی : چطور شد که اسمش را داوود گذاشتید؟

مادر شهید: پدر شهید نذر کرده بود که اگر خداوند فرزند پسری به ما بدهد نامش را به برکت نام مبارک حضرت داوود پیامبر (ع)، داوود  بگذارد به همین دلیل وقتی خداوند به ما پسر داد نامش را داوود گذاشتیم .

مادر حلالم کنید

- نوید شاهد خراسان شمالی : از خصوصیات اخلاقی شهید برایمان بگویید .

مادر شهید: پسری بسیار مودب و متین بود و بسیار سر به زیر بود و کمتر با بچه های دیگر می جوشید و همیشه سرش به کار خودش گرم بود. او به نماز اول خیلی حساس بود و همیشه می گفت نمازتان را اول  وقت بخوانید .

-نوید شاهد خراسان شمالی : چطور تصیم گرفت به جبهه برود؟

مادر شهید: سن داوود برای جبهه رفتن کم بود همیشه می گفت مادر خیل دوست دارم به جبهه بروم و من چون دوتا از برادران داوود نیز در جبهه بودند می گفتم دوتا از برادرانت آنجا هستند به او همیشه می گفتم نمی خواهم هر سه شما را از دست بدهم و به همین دلیل مخالف رفتن داوود به جبهه بودم و به همین دلیل که عرض کردم مخالف رفتنش به جبهه بودم اما داوود در جوابم گفت : مادر نباید در این شریاط سخت اسلام را تنها گذاشت.

-نوید شاهد خراسان شمالی : بالاخره راضی شدید؟

مادر شهید: با اصرار زیادش بالاخره توانست رضایت من را بگیرد و از طریق سپاه اعزام شد.بسیار خوشحال شده بود و سر از پا نمی شناخت.

-نوید شاهد خراسان شمالی : آیا شهید بعد از اعزام به مرخصی هم می آمد؟

مادر شهید: بله ، شهید سه بار به جبهه رفت و هر دفعه به مرخصی می آمد .

- نوید شاهد خراسان شمالی : مواقعی که مرخصی می آمد چه حس و حالی داشت؟

مادر شهید: همیشه برایم از خوبی های جبهه می گفت ، او هر موقع به مرخصی می آمد می گفت : مادر جبهه جای خوبیست مبادا نگران من و برادرانم باشی ما باید برویم خون بدهیم تا انقلابمان را حفظ کنیم .


-نوید شاهد خراسان شمالی : آیا از آخرین مرخصی  شهید خاطره ای به یاد دارید که برایمان تعریف کنید؟

مادر شهید: چهره اش را به خوبی به خاطر دارم بسیار خوشحال بود و حال وصف ناپذیری  داشت گویی به او الهام شده بود که آخرین دیدار مان است، صورت ماهش را بوسیدم گفت: مادر حلالم کن ، این بار آخرین  است که به مرخصی می آیم  گفتم : تو همیشه نسبت به من و خواهر و برادرانت با احترام رفتار کرده ای چرا اینطور صحبت می کنی؟ بعد از آن با هم خداحافظی کردیم و رفت و به شهادت رسید.


مادر حلالم کنید

-نوید شاهد خراسان شمالی : شما چگونه از شهادت ایشان مطلع شدید؟

مادر شهید: سه ماه از آخرین مرخصی اش می گذشت، یکی از همشهری ها که در جبهه با هم بودند نامه ای آورد که بعد ها فهمیدم  در این نامه خبر شهادتش را نوشته بودند و یکی از اشنایان خبر شهادتش را به من داد. لحظات بسیار سختی بود. به یاد آخرین صحبت هایش افتادم که می گفت : مادر جان من شهید می شوم و تو نباید زمانیکه خبر شهادتم ر امی شنوی گریه کنی و روحیه بقیه مادران رزمندگان را تضعیف کنی و در دلم  خدا شکر کردم که در راه او فرزندی را داده ام.

 

-نوید شاهد خراسان شمالی : در خاتمه چه پیامی برای مخاطبان بویژه جوانترها دارید؟

مادر شهید: از همه جوانان می خواهم ادامه دهنده راه شهدایی همچون داوود من و خیلی از شهدایی که برای بقای این انقلاب خون دادند باشند .

 

منبع : اداره اسناد و انتشارات استان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده