شهید علی اصغر تاج محمدی
چهارشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۳۸
شهید دانش آموزی که آرزوی دکتر شدن را داشت و در حالی که هفده سال بیشتر سن نداشت با سمت بیسیم چی به مقام شهادت رسید .
به گزارش نوید شاهد خراسان شمالی ؛  «شهید علی اصغر تاج محمدی» در هفتم مرداد ماه سال 1348 در یکی از روستاهای توابع از مدرسه تا شهادت در راه خداشهرستان اسفراین دیده به جهان گشود . او سومین فرزند خانواده بود . شهید دوره کودکی خود را نزد پدرو مادر و در آغوش گرم آنها در محیطی پاک و با صفا گذراند و به رشدو بالندگی رسید شهید در شش سالگی وارد عرصه علم و دانش شد شهید تحصیلات خود را تا اول متوسطه ادامه داد . شهید فردی راستگو و همیشه خنده رو بود وی به مسائل دینی و اخلاقی خیلی حساس بود و به حجاب اهمیت می داد او همیشه به خواهرانش توصیه می کرد که حجابشان را رعایت کنند . شهید اصلا اهل غیبت  نبود و به شدت از غیبت متنفر بود و همیشه توصیه می کرد به جای اینکه از دیگران غیبت کنید از خودتان بگویید او همیشه به یاد خدا بود و هدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود می دید .

خواهر شهید می گوید: برادرم خیلی خوش اخلاق بود و دوست داشت در آینده دکتر شود وی در بسیج دانش آموزی فعالیت زیادی داشت و حق فرزندی را به دستی به جای آورد و همیشه مارا به رعایت حجاب سفارش می کرد .

همرزم شهید رحمت الله حقانی چنین می گوید :  حدود یک ماه و نیم در جبهه با هم بودیم وی فردی آرام و خوش برخورد بود و همیشه سعی می کرد با منطق صحبت کند همیشه در سخنانش ادب را رعایت می کرد . عشق و علاقه به ولایت در وجودش موج می زد و می گفت : ما ادامه دهنده راه امام هستیم . علی اصغر بی سیم چی بود که اکثر اوقات باهم تماس داشتیم . او همیشه می گفت دوست دارم یک خمپاره به من بخورد تا تکه تکه شوم و دشمکن بداند که ما از مردن ترسی نداریم .  محبوبیت زیادی در میان رزمندگان داشت به یاد دارم یک همرزم دیگر ما نیز نامش علی اصغر بود . همیشه آنها را با نام اصغرین صدا می زدیم . یک بار شهید به ما گفت ما اصغرین رفتنی هستیم . که پس از حماسه آفرینی های بسیار در مناطق عملیاتی سر انجام در مهران در عملیات والفجر 5 در حالی که هفده سال بیشتر سن نداشت بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن از ناحیه از ناحیه دست و پا به شدت مجروح شد به مدت یک ماه در بیمارستان بستری شد که بر اثر خنریزی شدید جراحات وارده در سی ام مرداد ماه 1365 به مقام شهادت نائل گردید.  

مادر شهید می گوید: بعداز با خبر شدن مجروحیت علی اصغر من و خواهرش به بیمارستان رفتیم و انگار منتظر دیدار ما بود چشمهایش را باز کرد ما را دید و  به ما خوش آمد گفت دباره چمانش را بست و دیگر هم باز نکرد .

پیام شهید به مردم ؛

 به نام خداوند یکتا و خالق جهان که ما را آفرید تا بتوانیم در راه خدمت به مردم و دفاع از حریم و میهنمان وظیفه ای که بر هر فرد مسلمان واجب است را انجام دهم به درگاه خداوند شکر می کنم که نیرویی داد تا بتوانم از خدمت گزاران به مردم و میهنم باشم . از مردم و هموطنانم می خواهم که در راه حفظ و نگه داری و جلوگیری از تجاوز تجاوزگران به کشورمان سعی و کوشش کنید و هرگز در این راه از پای ننشینند.

منبع : پرونده فرهنگی شهید ، اداره اسناد و انتشارات استان
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده