دوشنبه, ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۵۲
وقتی از تشییع پیکر شهید به منزل آمد تا صبح کنار بخاری با همان لباسها در فکر رفته و می گفت من هم هرچه زودتر باید به جبهه بروم. اطرافیان به او می گفتند که پسرجان فکر مادرت را نمی کنی؟ او می گفت: مگر مرا در قبر مادرم می گذارند که من به فکر او باشم. هر کس باید پاسخگوی اعمال خودش باشد. من در پیشگاه خدای خودم مسئولم و باید جواب بدهم. اگر دشمن به ناموس ما حمله کرد جواب خدا را چه بدهیم؟ اگر کربلا را بگیرند ما چگونه سرمان را در جامعه بلند کنیم؟

نوید شاهد خراسان شمالی ؛ در پنجاهمین سالروز تولد شهید والامقام حسن میرقراچورلو نوید شاهد خراسان شمالی به مصاحبه با مادر بزرگوار این شهید پرداخته که در دادامه باهم می خوانیم .

مصاحبه با مادر شهید حسن میرقراچورلو

در خدمت مادر بزرگوار شهید حسن میرقارچورلو هستیم و از ایشان می خواهیم خود را  معرفی کنند ؟

 بسم الله الرحمن الرحیم طاهره زیوری هستم مادر شهید حسن میرقراچورلو

شهید در چه روزی و در کجا به دنیا آمد ؟  حسن در تاریخ 9 اردیبهشت 1348 در خانواده مذهبی و متوسط و خانواده ای کارمند به دنیا آمد.

از کودکی شهید برایمان بگویید ؟ در 5 سالگی وارد کودکستان شد و دوران ابتدایی را در دبستان ابوذر فعلی پشت سر گذاشت. دوران راهنمایی در مدرسه شهید رجایی و دوران متوسطه را در دبیرستان حسن آبادی مشغول به تحصیل شد. از نظر هوش، استعداد، امانت داری و اخلاق واقعاً استثنایی بود. تعطیلات تابستان به کلاسهای قرآن و معارف اسلامی می رفت و از غیبت کردن و بیهوده گویی نفرت داشت. همه از او راضی بودندو به کسی آزاری نرسانده بود. در انجام فرائض دینی بسیار دقیق بود و هر شب بعد از نماز قرآن می خواند چون به معلم قرآنش قول داده بود که هر شب حداقل یک صفحه قرآن بخواند.

لطفا از اشتیاق شهید برای رفتن به جبهه تعریف کنید ؟  حسن برای دوستش  که به شهادت رسیده بود بسیار ناراحت بود. وقتی از تشییع پیکر شهید به منزل آمد تا صبح کنار بخاری با همان لباسها در فکر رفته و  می گفت من هم هرچه زودتر باید به جبهه بروم. اطرافیان به او می گفتند که پسرجان فکر مادرت را نمی کنی؟ او می گفت: مگر مرا در قبر مادرم می گذارند که من به فکر او باشم. هر کس باید پاسخگوی اعمال خودش باشد. من در پیشگاه خدای خودم مسئولم و باید جواب بدهم. اگر دشمن به ناموس ما حمله کرد جواب خدا را چه بدهیم؟  اگر کربلا را بگیرند ما چگونه سرمان را در جامعه بلند کنیم؟

مصاحبه با مادر شهید حسن میرقراچورلو

این مادر بزرگوار از خصوصیات فرزندش چنین بیان می کرد : از زمانی که به سن تکلیف رسید از نماز و روزه اش غافل نماند. یک شب که در ماه رمضان برای سحری خواب مانده بودیم او امتحان هم داشت هر چه به او گفتم که امتحان داری، افطار کن. او این کار را نکرد و گفت که کفاره اش شصت روز روزه پشت سر هم و  یا شصت مسکین را سیر کردن است.

مصاحبه با مادر شهید حسن میرقراچورلو

فرزندتان در کجا به شهادت رسید ؟

در عملیات کربلای یک در 11 تیر1365  در مهران شهید شد و در ساعت یک بامداد روز پنج شنبه مصادف با وفات امام جعفرصادق به شهادت رسید.

خاطره ای دارید که در روز تشییع جنازه برایمان تعریف کنید ؟

بله ،  روز تشییع جنازه یکی از هم سنگرانش مرا صدا زد و گفت که شب قبل از شهادت حسن غسل شهادت کرد و خودش را معطر نمود و موهایش را شانه زد و به من گفت که من امشب شهید می شوم و تو باید در تشییع جنازه من شرکت کنی. گفت: حسن خط شکن بود، آرپیچی زن بود . وقتی آمدند و گفتند که به یازده نفر آرپیچی زن احتیاج دارند سریع حاضر شد و چندین تانک دشمن را منهدم کرد.

مصاحبه با مادر شهید حسن میرقراچورلو

آیا بعد از شهادت فرزندتان خوابی از وی دیدیه اید ؟

بله ، یک شب بعد از نماز، دعا خواندم و به رختخواب رفتم که حسن را در خواب دیدم که در یک سبزه زار بزرگ و کنار نهر آب و چند درخت سبز و خرم نشسته است و دستهایش را دور زانوهایش حلقه زده است. ما هیچ صحبتی با هم نکردیم . من به او نگاه می کردم و او هم به من نگاه می کرد.

آیا وصیت نامه ای از شهید دارید ؟ بله ، او امام را خیلی دوست داشت . امام در قلب او بود .او در وصیت نامه اش نوشته که برای امام دعا کنید، پیوندتان را با امام مستحکم کرده بود کنید.

 مصاحبه با مادر شهید حسن میرقراچورلو

متن وصیت نامه شهید

بسم رب الشهداء و الصديقين

الهى ما همه بيچاره ايم و تنها تو چاره اى و ما هيچ كاره ايم و تنها تو كاره اى.

الهى در ذات خود متحيرم تا چه رسد به ذات تو. الهى اگر ستارالعيوب نبودى ما از رسوايى چه مى كرديم؟ الهى اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتارم.

الهى فرزانه تر از ديوانه تو كيست؟ الهى در بسته نيست،ما دست و پا بسته ايم.

با سلام به آقا امام زمان (عج)و به نائب بر حقش رهبر كبير انقلاب و امت شهيد پرور و تمام خانواده هاى شهداء، مفقودين، اسرا و با آرزوى شفاى عاجل مجروحين و معلولين، حال كه عازم جبهه هستم واجب دانستم كه چند كلمه با امت شهيد پرور و خانواده ام سخن بگويم، پيامم به امت شهيد پرور. به ياد داشته باشيد كه پيامبر اكرم(ص) در باره شهادت چه مى گويد. مى فرمايد:براستى كه من دوست داشتم كه در راه خدا مى جنگيدم و كشته مى شدم و سپس زنده مى گرديدم و دوباره كشته مى شدم و دگر بار مى جنگيدم و به شهادت مى رسيدم.

پس بدانيد كه شهيدان چه اجر عظيمى نزد خدا دارند و چه شهيدانى براى اين انقلاب تقديم كرديم تا به اينجا رسيديم. من از شما مى خواهم كه اين انقلاب را حفظ كنيد و پشتيبان ولايت فقيه باشيد و امام را تنها نگذاريد. كه اگر از امام جدا شويم از اسلام جدا شده ايم و اگر از اسلام جدا شويم به اسفل السافلين سقوط خواهيم كرد.

به منافقان و ملحدان بگوئيد كه تمامى كسانى كه عاشق ديدار معشوق خود هستند اگر بدنشان صد پاره شود و وجودشان مشتى خاكستر گردد ذره ذره وجودشان لا اله الا الله و محمدا رسول الله و على ولى الله و حسين ثار الله و مهدى بقية الله و خمينى روح الله خواهد گفت.

و اما حرف آخر .....

گاهی اوقات بر سر مزار او کسانی می آیند که من آنها را نمی شناسم ولی آنها از حسن تعریف می کنند و می گویند که چه پسر آرامی بود. من همیشه بر سر نمازم دعا می کردم که پسرم را از سربازان آقا امام زمان قرار دهد. حسن می گفت که خدایا اگر مرا لایق می دانی شربت شهادت را به من بچشان. بالاخره به آرزویش هم رسید. از مسئولان انقلاب تقاضا دارم که پشتیبان ولایت فقیه باشند و با یکدیگر وحدت داشته باشند.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده