شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۴
شهید منفردی در ششم تیرماه 1345، در روستای تاتار ازتوابع شهرستان بجنورد دیده به جهان گشود وی به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت و در نهایت بیست و پنجم اسفند 1363، در شرق رود دجله به شهادت رسید.پیکرش مدتها در منطقه بر جای ماند و پس از تفحص ، در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

نوید شاهد خراسان شمالی ؛انا لله و انا اليه راجعون  

اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان عليا و اولاده المعصومين حجج الله

ای امت مسلمان دست از یاری امام برندارید از انقلاب اسلامی حمایت کنید (وصیت نامه شهید محمود منفردی )

با سپاس و ستايش فراوان به درگاه خداوند تعالى و درود و سلام به حضرت خاتم النبيين و خاندان پاكش به ويژه حضرت مهدى عليه السلام.

وصيت نامه خودم را شروع مى‌كنم :

پدر و مادر مهربانم، برادران و خواهران عزيزم و شما اى امت حزب الله، بدانيد كه من به يارى اسلام و مسلمين و لبيك به نداى وارث حسين عليه السلام حضرت امام خمينى راهى جبهه‌هاى نبرد حق عليه باطل شدم. امروز كه دشمنان اسلام كمر به نابودى ما بسته‌اند و براى از بين بردن ما دندان تيز كرده‌اند، وظيفه داريم كه هر چه در توان داريم براى دفاع از مكتب و ميهن اسلاميمان به كار ببريم.

اى مسلمين، بدانيد كه راهنما و راهگشاى ما حضرت امام حسين عليه السلام است كه خود و فرزندان و ياران پاكش را در اين راه فدا كرد، مگر ما هميشه فرياد نمى‌زنيم كه اى ابا عبدالله اى كاش با تو بوديم و به رستگارى بزرگ مى‌رسيديم پس اى برادران و خواهران، به پيروى از سرور آزادگان امروز آماده شويد و بر يزيديان زمان هجوم آوريد و آنها را به هلاكت رسانده و مسلمانان عراق را از لوث وجود آنها آسوده كنيد.

پدر و مادر عزيزم، برادران و خواهران و همه خويشان و بستگانم، از شما خواهش مى‌كنم كه هرگز براى من متأسف نباشيد و افسوس نخوريد زيرا كسى كه در راه خدا كشته شود نه تنها نابود نشده بلكه به لقاى پروردگار خود شتافته و در نزد او از نعمت‌هاى فراوان بهره مند است. آيا شما ناراحت هستيد كه فرزندتان به نعمت‌هاى فراوان برسد و از زندان دنيا آسوده شود، شما بايد از حضرت زينب قهرمان كربلا درس بگيريد و به هدف ما توجه فرمائيد.

مادر عزيزم، اگر خداوند تعالى شهادت را نصيبم فرمود و مرا به ميهمانى خودش دعوت كرد غم و غصه به دل راه ندهيد زيرا من به سعادت بزرگى رسيده‌ام و از اينكه نتوانستم خدمت شما برسم و دست شما را ببوسم معذرت مى‌خواهم. اميدوارم كه فرزندتان را حلال نمائيد.

پدر و مادر عزيز، برادران و خواهرانم، من اقرار مى‌كنم كه نتوانسته‌ام حق شما را ادا نمايم وشايد هم نسبت به تمام شما بى‌احترامى كرده باشم. از شما مى‌خواهم كه به خاطر خدا مرا عفو فرمائيد و حلال نمائيد.

از همه امت حزب الله تقاضا مى‌نمايم كه هرگز دست از يارى امام امت و حمايت انقلاب اسلامى برندارند و هر چه در توان دارند در اين راه ايثار نمايند.

 منبع : پرونده فرهنگی شهید ، فرهنگ اعلام شهدا 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده