سه‌شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۵۵
در چهلیمن سال پیروزی باشکوه انقلاب اسلامی که مدیون جانفشانی و نثار خون هزاران شهید سرافراز انقلاب هستیم . استان خراسان شمالی هم 11 شهید سرافراز تقدیم کشور عزیزمان نموده است به همین مناسبت به معرفی یکی دیگر از این شهیدان می پردازیم .


به گزارش نوید شاهد خراسان شمالی ؛  شهید معظّم رمضان خوش قامت در سال 1344معرفی شهید معظم انقلاب ( رمضانعلی خوش قامت )  در روستای آلخاست شهرستان فاروج متولد شد دوران ابتدائی را در فاروج سپری کرد بعد از فوت پدر به شهرستان شیروان رفته و همان جا ساکن شد و تحصیلاتش را تا مرحله ی دیپلم در رشته ی علوم طبیعی ادامه داد بعد از گرفتن دیپلم به علت فوت پدر و سرپرستی مادر و پنج خواهرش از سربازی معاف می شد و به عنوان معلم در فرمانداری برای پیکار با بی سوادی استخدام شد . ایشان به مسائل اعتقادی مثل نماز و روزه اهمیت می داد و به خواهران و مادرش نیز توصیه  می کرد در شب های قدر احیاداری کنند . ایشان به حجاب خیلی اهمیت می دادند و حتی هنگامی که قصد ازدواج با دختر عمو را داشیشت می گفت : تا هنگامی که عقد نکنیم حاضر نیستم که با همسرم حرف بزنم یا او را ببینم . خیلی با محبت و آرام ومنطقی بود  و همیشه هدفش کمک به دیگران بود و با توجه به این که یتیم بود مشکلات کلیه ی اعضاء خانواده و حتی  اقوام و دیگران را حل می کرد مهم ترین انگیزه ی شهید بحث عدالت خواهی و مبارزه ی با ظلم و ستم بود و این دو عامل که به نظر ایشان یک انگیزه ی قوی  بود باعث  شد او وارد مبارزات انقلابی علیه رژیم  شاه شود . او با مسائل دینی و اسلامی عجین بود و تمام آرزویش آمدن امام به ایران بود مبارزات انقلابی وی با مطالعه ی روی  نوارها و کتاب های امام و مسائل دینی شروع شد و زمانی که هنوز امام در پاریس بود او اعلامیه ی امام ( ره ) را تکثیر می کرد و هنگامی که در مسجد جامع به نگهبانی می پرداخت دو بار توسط ساواک بازداشت و سپس آزاد شد . در جلسات مخفیانه شرکت می کرد و در آخرین جلسه ، ایشان و همه ی دوستان مبارزش تصمیم گرفتند ، راهپیمائی عظیم و سرتاسری را در شیروان شروع کنند تا به ساواکی ها و شاه دوست ها اتحاد خویش را نشان دهند .    -   تظاهرات عجیبی بود . جمعیت زیادی آمده بودند و آخر دی ماه 1357 بود و برف به شدت می بارید . درگیری بین مردم و ساواکی ها شروع شد نیروهای کمکی از ژاندارمری و شهربانی آمدند بعد جمعیت متفرق شد ولی زد و خورد ادامه داشت و شهید رمضانعلی به مردم          می گفت : به طرف خانه ی سلطان رضایی فرار نکنید سلطان رضایی یکی از ایادی رژیم طاغوت بوده که بیشترین آزار و اذیت انقلابیون توسط این شخص انجام می گرفت  و این فرد از طرف ساواک و شهربانی حمایت می شد .

    شهید معظم رمضانعلی یک سنگ به طرف رئیس شهربانی پرتاب کرد و رئیس شهربانی با تفنگ ژ3 تیزی به قلب او زد و پسر عموی رمضانعلی  و چند نفر دیگر از نیروهای مردمی سریعاً او را با ژیان به بیمارستان بردند و آنجا نتوانستند کاری انجام دهند و شهید معظم به وصال یار رسید و مادر و خواهران و اقوامش می آمدند که جنازه را تحویل بگیرند ولی ژاندارمری برای جلوگیری از تحصن مردم جنازه را نمی داد و خانواده و چند نفر دیگر از مردم خودشان را روی جنازه انداختند و گفتند که  یا جنازه را تحویل بدهید و یا ما را بکشید که ماموران رژیم مجبور شدند جنازه را تحوی دهند . با این شرط که جنازه از پل به بعد تشییع شود  مبارزین انقلابی و مردم برای تشییع جنازه آمده بودند ولی با مقاومت نیروهای ژاندارمری مواجه شدند که چند نفر را دستگیر کرده و بردند ولی به علت جمعیت زیاد نتوانستند روبرو شوند و جنازه را با ماشین تا یک کیلومتری بهشت حمزه برده و از انجا بر روی دست گرفته و با سر دادن شعارهای انقلابی تشییع کردند و چون آن موقع مزار شهداء نبود او را در گلزار شهدای حمزه رضا ( ع ) به خاک سپردند و در واقع شهید رمضانعلی خوش قامت جدا از شهدای دیگر و مظلومانه دفن شد که روز هفتم شهادتش با 12  بهمن روز ورود امام به ایران مصادف شد .   

از قول یکی از دوستان شهید نقل می کنند که : یکی از ساواکی ها به نام سلطان رضایی به شهید گفته بود : هر چه می خواهی از نظر امکانات  مالی و کاری در اختیار تو می گذاریم من صد تا محافظ دارم که مسلح هستند و من و شما همسایه هستیم پس به ما کاری نداشته باشید ولی شهید رمضانعلی خوش قامت از هدف خویش دست بر نداشت تا به شهادت رسید .

منبع : پرونده فرهنگی شهید

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده