گفتگو با همسر شهید مدافع حرم
پنجشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۲۱:۵۷
همسر شهید زرهرن گفت: پس از ماه ها شهادت همسرم، تصمیم گرفتم ساکش را در محل شهادت شهید باز کنم و پس از باز کردن آن تنها 'کیف سجاده' نماز بود؛ قصد کرده بودم به جای همسرم با آن نماز بخوانم اما، سجاده هم رنگ خون شهید شده بود.

 نویدشاهد؛به نقل از ایرنا خراسان شمالی: شهید مرتضی زرهن در 24 تیرماه سال 58 در شهرستان شیروان خراسان شمالی در یک خانواده متدین به دنیا آمد که در سن 9سالگی پدرش را از دست داد و از آن زمانش مادرش با صبر و شکیبایی و با سختی بسیار فرزندانش را به ثمر رساند.

شهید زرهرن در سال 78 با راهنمایی خواهرش از طریق پذیرش در دانشکده افسری امام علی (ع) به خدمت نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آمد و بعد از چهار سال تحصیل در رشته مهندسی و دانش استحکامات و گذراندن دوره تکاوری به عنوان یک نیروی زبده ارتشی در تیپ 258 تکاور ذوالفقار شاهرود با سمت فرماندهی پست مهندسی مشغول به خدمت شد.

وی دارای لیسانس مهندسی بود که در طول 17 سال خدمت خود در ارتش جمهوری اسلامی ایران در بیرجند، لرستان، تهران، شاهرود، بروجرد و ... مایه افتخار و مباهات نظام بود ایشان بسیار در کار خود فردی ساعی و کوشا بوده و در ماموریت های یگانی بسیار موفق عمل می نمود و خدمات ارزشمندی در تیپ 258 تکاور عرضه کرد همچنین به دلیل دارا بودن تخصص کار با مواد منفجره نزدیک به دو سال در مناطق مرزی ایران و عراق دور از خانواده اش به پاکسازی میادین مین جنگی بر جا مانده از هشت سال دفاع مقدس مشغول بود.

گفتگوی خواندنی با همسر اولین شهیدزینبی مدافع حرم سرگرد مرتضی زرهرن
بعد از آن در طول خدمت صادقانه اش در تیپ 258 تکاور ذوالفقار در ساخت وساز پادگانی و امور مهندسی رزمی تحقیقات صنعتی و جهاد خود کفایی فعالیت های چشمگیری داشت و در سال 1383 با عمل به سنت رسول الله ازدواج کرده و هم اکنون دو فرزند به نام های علی 9 ساله و فاطمه دو سال و نیم از وی به یادگار مانده است.
شهید فردی متدین و با اخلاق و دائم الوضو بود که کار و زندگیش با وقت نمازش تعیین می شد تاهمیشه برای ادای نماز اول وقت به جماعت در مسجد بتواند حضور داشته باشد و علاوه بر اینکه همسری به تمام معنا مهربان و فداکاری بود به عنوان یک پدر برای فرزندانش، عاشق آنها بود.
شهید زرهرن به سید و سالار شهیدان دلبستگی بسیاری داشت که چندین ماه قبل از اعزام به سوریه به زیارت امام حسین (ع) و عتبات عالیات شتافته بود.
این سرباز ولایت مدار رهبر وقتی اذن نائب بر حق مهدی (عج) مبنی بر حضور مستشاری ارتشیان در جبهه مقاومتی اسلام در سوریه را شنید مشتاقانه ندای رهبرش را لبیک گفت و برای دفاع از آل الله و دفاع از مظلومیت با ایمانی کامل و یقین به هدف والای دفاع از ناموس اهل بیت پیامبرش با شهامت بسیار و عاشقانه قدم در راه نهاد و با دل و جانش کنار همرزمانش با رشادت های فراوان برای دفاع از حریم خانم زینب (س) عباس وار جنگید.

گفتگوی خواندنی با همسر اولین شهیدزینبی مدافع حرم سرگرد مرتضی زرهرن

 جگر گوشه هایش علی و فاطمه چشم به راهش بودند اماتکلیفی که بر دوشش احساس می کرد بالاتر از عشق او به خانواده و عزیزانش بود که در روز 21 فروردین روز ولادت امام محمد باقر (ع) وسالروز شهادت اسوه و الگویش شهید صیاد شیرازی با افتخار فدایی خانم زینب کبری (س) گردید. مزار این شهید بزرگوار واقع در خراسان شمالی، شهرستان شیروان جوار امام زاده حمزه رضا(ع)در گلزار شهدای زیارت واقع شده است.
شهرستان شیروان با 157 هزار نفر جمعیت در 60 کیلومتری شرق بجنورد قرار دارد که در دوران دفاع مقدس 636 شهید تقدیم نظام جمهوری اسلامی کرده است.
پدر علی در راه دفاع از وطن و دفاع از حرم اهل بیت (علیه السلام) جان خود را فدا کرد و دست متجاوزان را از میهن عزیزمان قطع نمود .
این راهی بود که خود پدر علی با افتخار انتخاب کرد و قطعا علی هم به تاسی از پدر ادامه دهنده این راه پرافتخار خواهد بود و پا در جای پای پدر قرار می دهد.
فاطمه دختر کوچک شهید نیز اگر چه در دنیای کودکی خود سیر می کند و چیزی از شهید و شهادت نمی داند قطعا فردا زینب وار پیام شهدای مدافع حرم را به گوش مردم عالم خواهد رساند.
امروز علی دست فاطمه خواهر کوچکترش را محکم فشرده است تا در نبود پدر راه پرافتخار او را با هم طی کنند.
آن ها نظاره گر دلاورمردی های ارتشیان در رژه امروز بودند که ضمن پیروی از دستورات مقام عظمای ولایت آمادگی خود را در دفاع از کیان اسلامی اعلام کردند

یکی از همرزمان شهید از چگونگی شهادت این شهید والا مقام گفت: من آن طرف ساختمان بودم وقتی فهمیدم مرتضی زخمی شده سریع خودم را رساندم شب بود تاریک بود من کتفش رو گرفتم و دو تا از بچه ها پاهایش را و آوردیم پشت ساختمان.
وحدانی با بیان اینکه مرتضی آن روز آرپی جی می زد که حین شلیک به تکفیری ها، به سمتش تیراندازی کرده بودند گفت: در تاریکی شب و زیر آتش بودیم، گلوله های دشمن روی سرمون می ریخت و من به محض اینکه مرتضی رو گذاشتم دوباره رفتم سمت دیگر ساختمان و با تکفیری ها درگیر شدم و دشمن در فاصله خیلی نزدیکی حدود 10 متر و شاید هم کمتر بود، تعدادشون خیلی زیاد بود داشتن ما رو دور می زدند و احتمال اسارت همه مون زیاد بود.
تنها کاری که کردیم به یکی از بچه های ارتش و تعدادی از فاطمی ها گفتیم مرتضی و چهار نفر زخمی دیگر رو برگردانید سمت شهر و شروع کردیم به تیراندازی کردن و پوشش تا آنان بتوانند سریع از بین بوته های بلند، آنجا رو ترک کنند که ما پنج نفر ماندیم و آنان برگشتند.
یکی دیگر از همرزمان شهید می گوید: آنان وقتی به سمت عقب حرکت کرده بودند چون آتش روی منطقه خیلی زیاد بود و از طرفی برانکارد هم نداشتیم، فاطمی ها زخمی های خودشون رو آورده بودند که مرتضی با یکی از همکاران در آنجا ماند.
شاه حسینی با بیان اینکه تکفیری ها آمده بودند و ازشون رد شدن ولی آنان را ندیده بودند اظهار کرد: تأسفی که قلب منو میفشاره اینه که ما هم وقتی برگشتیم از توی یه کانال و زیر آتش خودی و دشمن یعنی هم از سمت خودی بر سر ما گلوله می ریخت و هم تکفیری ها دنبال ما بودند و تیراندازی می کردند.
آنان بین بوته ها و در تاریکی شب ساکت نشسته بودن و ما در زیر آتش در حال عقب نشینی اگر می دیدیمشون ...
وقتی هم به شهر رسیدیم تا صبح درگیری بود و فکر می کردیم مرتضی رو بردن درمانگاه الحاضر، صبح که تمام شد من سراغ مرتضی رو از درمانگاه الحاضر گرفتیم که پس از کلی پرس و جو متوجه شدیم که به درجه رفیع شهادت نایل شده است.
همسر شهید زرهرن گفت: پس از ماه ها شهادت همسرم، تصمیم گرفتم ساکش را در محل شهادت شهید باز کنم و پس از باز کردن آن تنها 'کیف سجاده' نماز بود؛ قصد کرده بودم به جای همسرم با آن نماز بخوانم اما، سجاده هم رنگ خون شهید شده بود.
زهرا رمضان پور افزود: با دیدن این صحنه گریه کردم طوری که بچه هایم علی و فاطمه با حالت گریان از من خواستند گریه نکنم یه لحظه به یاد مصائب حضرت زینب کبری (س) افتادم و گریه را قطع کردم.
این همسر شهید در ادامه چنین بیان کرد: همان گونه که مرتضی لبیک یا حسین و یا زینب را گفت و سرباز خادم رهبرش بود و با رشادت در جبهه مقاومت اسلامی جنگید من هم با افتخار و زینب وار فرزندانمان علی و فاطمه را همانند بانوی حماسه ساز کربلا در خط راستین شهدا و امام شهدا به حول و قوه الهی تربیت خواهم کردم.
وی که گریه امانش نمی داد ضمن اشاره به خاطرات شهید افزود: درشب قدر ماه رمضان سال 94 13که با هم در خانه مشغول احیا بودیم، بعد از آیین قرآن سر گرفتن شهید گفت چه دعایی کردی؟ گفتم از خدا واسه خودمون عاقبت بخیری خواستم، مرتضی خندید و گفت چه دعای خوبی آمین، آری تو با عاقبت بخیری رفتی و ما بدون تو مانده ایم.

شعری که به قلم همسر شهید مرتضی زرهرن است.
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند                   در شگفتم من ؛ نمی پاشد زهم دنیا چرا ؟
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر                      این سفر راه قیامت می روی ؛ تنها چرا


درجه توی ارتش اولین حرف رو می زد ولی در سوریه مرتضی با اینکه سرگرد بود، زیر دست یک ستوان دوم تطبیقی فعالیت می کرد و هیچ وقت ندیدم به این مسئله اعتراض کند و یا به ایشان بی احترامی کند زیرا می گفت: درجه ها همه اش ظاهری هستند مهم معنویت و باطنه.
آری او شهید شد و نه تنها اولین شهید مدافع حرم شهرش، بلکه اولین شهید مدافع حرم زینبی ارتش توی کل کشور شد.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده