شهید حسین روحی
سه‌شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۱۶
خدايا مى بينى كه اسطوره هاى شهادت چگونه حيات را به بازى گرفتند، سر مست عشق ،نه عشق خد ائى ببين كه با ايثار وجودشان در بستر حيات چگونه مرگ را تفسير مى كنند

به نام خدا

ان الله يحب الذين  يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص

بنام الله پاسدار حرمت خون شهدا

خدايا به محمد (ص) بگو پيروانش حماسه مى آفرينند به على بگو كه  مناجات نامه سرشار از ایمان؛اسطوره هاى شهادت چگونه حيات  را به بازى گرفتند؟شيعيانش  قيامت بپا كردندبه حسين بگو حسينيان كربلا بپا كردند . آرى به حسين بگو كه خونش همچنان در رگها مى جوشد ، به حسين بگو كه از خونها  سروها روئيد ظالمان سروها را بريدنداما باز سروها روئيد.

خدايا مى دانى كه ما چه  مى كشيم ميدانى كه همچون شمع ذوب مى شويم ما از مردن نمى هراسيم اما مى ترسيم كه بعد از ما ايمان را سر ببرند و اگر نسوزيم  كه هم روشنايى رخت مى بندد و جاى خود را دوباره به ظلمت مى سپارد، پس چه  بايد كرد از يك سو بايد بمانيم تا شهيد آينده شويم از سوى ديگر بايد شهيد شويم تاآينده  بماند و هم بايد امروز شهيد شويم تا فردا بماند و هم  بايد بمانيم  تا فردا شهيد نشود عجب دردى چه  مى شد امروز شهيد مى شويم و فردا زنده مى شديم تا دوباره شهيد شويم . آرى همه ياران سو ى مرگ رفتن در حالى  كه نگران فردا بودند.

پروردگارا بر سجاده اى به وسعت زمين نماز مى گزارم به زمين و رنگين به خون عزيزانمان «عيدو عزايمان يكسان است »

 بار پروردگارا  ببين‌مناديان ايمان چگونه جان مى گذارند مى ميرند تا ايمان نرودمى ميرند تا شمع ما خاموش نگردند خود مى سوزند تا ديگران از نورشان استفاده كنند. خدايا مى بينى كه اسطوره هاى شهادت چگونه حيات  را به بازى گرفتند، سر مست عشق ،نه عشق خد ائى ببين كه با ايثار وجودشان در بستر حيات چگونه مرگ را تفسير مى كنند. آرى شهادت را مى گويم شهادت، ما از رفتن با كى نداريم نه تنها رفتن اصلا كدام رفتن؟ شهادت كه شهادت كمال انسان است و هر كسى بخواهد به كمال برسد بايد اين حديث  رابر خود حل كند «من عرف نفسه فقد عرف ربه » هر كسى خويش رابشناسد بعد خدا رامى شناسد . من با امام خمينى ميثاق بسته ام و به او  وفادارم زيرا كه او به اسلام و قرآن وفادار است و اگر چندين با رمرا بكشند و زنده كنند دست از اين سيد بر نمى دارم .

اى حسين

اى  سرورم منهم آمده ام تا در ركابت عليه كفر و ظلم وجهل بجنگم باهمه وجود آمده ام . آرى تا سوعاست . گروهى بزرگ از يزيديان با تانك ها و توپها و زره پوشها و ماشينهاى زياد و سربازان فراوان در سركنند. حق با باطل است  دشمن سيل آسا پيش مي آيد . و من مى خواهم مثل يكى از يارانت كربلا بجنگم و كشته شوم.

اكنون كه پرچم  خدائى بدست من سپرده شده است كه تا با ظلم بجنگم ، من مى جنگم وفداكاريم را نشان مى دهم . هم اكنون كه پرچم خدائى به دست  من سپرده است فداكارى من ايمان من شهادت من بايد پرچم من باشد رسالت من باشد اثبات حقانيت من  باشد.

اى زمين تو شاهد بودى كه چگونه خون  از بدنمان جارى بود و با خاكهاى پاك تو گلى گلگون بوجود آورده بود احساس مى كردم كه عاشو راست و در حضور حسين مى جنگيم ،حسين چابكى و زبر دستى مرا تحسين مى كند و به عشق بى پايان من و به نياز من به قربانى شدن من دربار گاه عشق ، آگاهى دارد.

خدايا، به ابراهيم فرمودى بهترينها فرزندى  را قربانى كند او اسماعيل را آورد به ما نفرمودى بهترين چيز خود را قربانى كنيم ما نيز جان خود راقربانى  كرديم .

خدايا خون شهيدان گواه به صحت و اصالت و رسالت محمدى (ص) و حقانيت على (ع) و مظلوميت حسين (ع) است.

خدايا ، در اين راه مقدس ما همه هستى خود را برسم قربانى به پيشگاه اقدست تقديم كرديم دسته اى از ياران ما به نداى تو لبيك گفتند، و به قرب رحمتت شتافتند  و باقى منتظرند تا در قربانگاه  عشق  تو خود را رها كنند تا فدايت شوند و آرزو داريم كه تو اى پروردگار جهانيان اين قربانيها را از ما بپذيرى .

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى رانگهدار

منبع : پرونده فرهنگی شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده