وصیت نامه دانش آموز بسیجی شهید غلامعلی احسانی
شنبه, ۰۵ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۱۴
شهید احسانی سیزدهم فروردین 1347، در یکی از روستاهای شهرستان جاجرم دیده به جهان گشود وپدرش محمد حسین نام داشت .شهید دانش آموز سوم راهنمایی بود که از طریق بسیج به جبهه عازم شد ودرنهایت پنجم آبان در بیمارستان تهران بر اثر عوارض ناشی ترکش به شهادت رسید .

نوید شاهد خراسان شمالی ؛ بسم الله الرحمن الرحيم

انا لله و انا اليه راجعون بازگشت همه به سوى اوستازشما  می خواهم زينب وار حامل پيام خون شهيد خود باشيد و در راه هدف اصلى گامها را استوارتر از پيش سازيد

الهى هب لى كمال الانقطاع اليك و انر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتى تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمه و تصير ارواحنا معلقه بعز قدسك   ( مناجات شعبانيه)

 خدايا ! بريدن از همه چيز و گرويدن به سوى تو نهايت آرزوى من است چنين انقطاعى به من عطا فرماى و ديدگان دلهاى ما را به روشنى آن ديدگان ديدگان كه به سوى تو نظر كند چندان برافروز كه ديدگان دلها حجابهاى تو را پاره كند و به كان بزرگى بپيوندد و ارواح به عزت قدس تو درآويخته گردد.   هر كربلايى حسينى دارد و حسين امروز ما رهبرما است.

با عرض سلام به رهبرم و ملتم و خانواده‌ام مى‌خواهم كه مرا حلال كنند.

خدا هر چه بخواهد همان مى‌شود و زندگى واقعى در همين سنگرهاست از همين نمازهايى است كه در سنگرها بر پا مى‌شود و انسانهاى پاك و واقعى كه مدتها دنبالشان بودم در اينجا هستند خداوند لطف كرده و نور رحمتش را بر من حقير تابانده، نورى كه در تاريكى حسرت يك شعله آتش را مى‌كشد پر نور گشته الحمدلله راستى چه زيباست عشق بين انسان با خدا.

بارى اى مسلمان و اى كسانى كه پشت جبهه‌ها را تقويت مى‌كنيد، امام را فراموش نكنيد، به رهنمودهاى او گوش كنيد، قلب اين بزرگوار را نرنجانيد كه خداوند سبحان شما را نخواهد بخشيد. از خانواده و همگى آشنايان مى‌خواهم كه در سوگ من ناله و زارى نكنند و مرا ناكام نخوانند زيرا چه كامى بهتر از شهادت در راه خداست كه فقط نصيب بندگان خالص و پاكش مى‌شود و شما زينب وار حامل پيام خون شهيد خود باشيد و مصمم‌تر از پيش در راه هدف اصلى و اعتلاى كلمه حق گامها را استوارتر از پيش سازيد.


به ملت قهرمان و شهيد پرور ايران توصيه دارم كه اين پير روشن ضمير را همواره دنباله‌رو راهش باشيد زيرا راه وى راه حسين (ع) و راه حسين (ع) راه الله است.

پدر و مادر مهربانم، من به خاطر اين به جبهه رفته‌ام كه مى‌خواهم راه حسين (ع) را دركربلاى خوزستان ادامه دهم و اگر كشته شوم راه حسين (ع) را دنبال كرده‌ام و براى امام حسين (ع) گريه كنيد نه براى من ناقابل.

لبيك به فرموده امام حسين (ع) « هل من ناصر ينصرنى » وظيفه تمام مسلمين است كه در زمان آنها در هر نقطه جهان به هوا بلند باشد، پس اگر گسى به اين ندا لبيك گفت و جان فشانى كرد نبايد بر مرگ او گريه كرد.

و اما چون من خودم راه خود را انتخاب كرده‌ام و هدفم فى سبيل الله مى‌باشد بايد به نداى سرور شهيدان حسين (ع) و فرزند عزيزش خمينى بت شكن لبيك بگوييم و خط سرخ انقلاب را به پيش ببريم و از تمام دوستان و خويشان و اقوام و پدر و مادر و برادرانم و خواهرانم و جز در خط امام بخاطر خدا در راه ديگرى قدم بر ندارند و در آخر سلام مرا به رهبر انقلاب برسانيد و بگوييد كه اگر صدها جان داشتم حاضر بودم كه در راه اين مكتب و اين انقلاب هديه كنم.

قصد كويت كردم و يارى كنم دين تو را             جان به كف بگذارم و از دست نگذارم تو را

گر بيرون آرند جانم را از خلوتگاه دل                نيست ممكن جان من كز دل برون آرم تو را

يك دو روزى صبر كن اى جان بر لب آمده          زانكه خواهم در حضور دوست بسپارم تو را

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

منبع : پرونده فرهنگی شهید ، فرهنگ اعلام شهدا 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده