وصیت نامه شهید
دوشنبه, ۱۹ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۳۱
شهید خسرو مقرب از شهدا روستا قراجه توابع شهرستان بجنورد است که در سوم خرداد ماه 1347 به دنیا آمده و به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت

نوید شاهد خراسان شمالی ؛ خلاصه ای از زندگی نامه شهید خسرو مقرب

شهید خسرو مقرب سوم خرداد 1347، در روستای  قراجه از توابع شهرستان بجنورد به دنیا آمد ، پدرش گل حسین نام داشت و بنایی می کرد .شهید دانش آموز سوم راهنمایی بود و به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و در نهایت نوزدهم شهریور 1364، در حاج عمران عراق بر اثر اصابت ترکش به صورت به مقام شهادت نایل گردید.پیکر وی را در گلزار شهدا ی انصار الحسین زادگاهش به خاک سپردند.

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحيماگر جسدم به دست شما رسيد چشمانم را باز كنيد تا كوردلان بفهمند كه اين را ه را مانند آنها كوركورانه نرفتم

ولا تحسبن الذين قتلو افى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون .

سلام و درود بر پيشتازان انقلاب اسلامى كه در رأس آنها قائد اعظم آزادكننده انسان ها و اميد مستضعفين و محرومان ، امام امت خمينى بت شكن ، ابوذر زمان ، پرچم دار حماسه آفرين حسينى كه براى پيشبرد هدف هاى اسلام عزيز كه بر هر طاغوت و طاغوتيان عصر خود پيروز گشته  است .  سلام و درود بر پدرو مادر و برادرانم و خواهرانم . درود بر تو اى پدر مهربانم كه چنان ابراهيم ، فرزند خويش را به فرمان خداى  بزرگ به قربانگاه فرستادى . بدان و آگاه باش  كه اسماعيلت هرگز از فرمان خداى بارى تعالى سرباز نمى زند و مرگ در راه خدا را به جز سعادت نمى داند و   زندگى را به جز در راه عقيده نمى داند و شهادت را جزو نعمت هاى  خداوندى مى داند و من امروز عازم جبهه هاى جنگ هستم همراه با برادران سپاهى و هيچگونه ترس و وحشتى در وجودم احساس نمى كنم بلكه خوشحال هستم كه به اين راه مى روم و جان بى ارزش خودم را در راه اسلام و در راه وطنم مى دهم و از شما برادران و خواهران و پدران و مادران مبارز مى خواهم كه قدر نايب  مهدى را بدانيد و از روحانيت تبعيت كنيد و اى كاش جان ها داشتم دوباره با دشمن به جنگ برمى‌خيزيدم و مادر و پدرم برايم گريه  نكنيد كه تا از خدا بى خبران فكر كنند كه  شهادت گريه و زارى كردن دارد و شاد شوند و اگر جسدم به دست شما رسيد چشمانم را باز كنيد تا كوردلان بفهمند كه اين را ه را مانند آنها كوركورانه نرفتم و دست هايم  را بيرون بگذاريد تا  راحت طلبان و دنيا پرستان ببينند كه چيزى با خودم به آن دنيا نمى برم و  مشتانم را گره كنيد تا ظالمان وكافران ومنافقان بدانند كه جسم بى جان من نيز نخواهد گذاشت حتى لحظه اى آرامش به خود ببينند و آخرين پيام به پدر  مادرم اين است كه اگر من شهيد شدم از شما مى خواهم براى  من زياد گريه نكنيدوشاد باشيد كه شمانيز فرزندى را در راه  اسلام و  قرآن و  وطن قربانى داديد همانند ديگر سربازان اسلام و خداى مرا لحظه اى به خودم وا مگذار كه هيچم و مرا در پيش برادر شهيد سعيد بهنيا به خاك بگذاريد و بين من و او شمعى روشن نمايد تا دلتان و دل خانواده برادر شهيدم  شاد گردد.

والسلام

منبع : فرهنگ اعلام شهدا ، پرونده فرهنگی شهید 
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده