دوشنبه, ۱۲ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۳۰
شهید مهدی محمدی در خرداد 1344 در روستا سنخواست از توابع شهرستان بجنورد دیده به جهان گشود برای ادامه تحصیلات در دوره دبیرستان به همراه تعدادی از دوستانش از روستا عازم شهر بجنورد شد شهید یکی از دانش آموزان فعال در مقابله با فعالیتهای گروهک های ضد انقلاب بود .

نوید شاهد خراسان شمالی :

شهید مهدی محمدی خردا ماه سال 1344 در خانواده ای مذهبی در روستای سنخواست زندگی نامه شهید والا مقام شهید مهدی محمدیاز توابع شهرستان از توابع شهرستان بجنورد پا به عرصه وجود گذاشت در همان کودکی با انوار قدیسه قرآن و ولایت آشنا شد و مقارن سال 1358 اوج فعالیت منافقان در شهرستان بجنورد بود برای ادامه تحصیلات در دوره دبیرستان به همراه تعدادی از دوستانش از روستا عازم شهر بجنورد شد . در این زمان شهید یکی از دانش آموزان فعال در مقابله با فعالیتهای گروهک های ضد انقلاب بود .

وی علاوه بر فعالیت های گسترده فرهنگی در داخل دبیرستان در دفتر حزب جمهوری شهرستان بجنورد فهالیت داشت و در روابط عمومی سپاه نیز فعالیت می کرد .در سال 1362 در رشته ریاضی دانشگاه مشهد پذیرفته شد و در ادامه فعالیت های فرهنگی خود امو فرهنگی خوابگاه ها را بر عهده گرفت .از نظر اخلاقی بسیار متواضع و خوش اخلاق بود و یاد خدا همیشه بر دل و زبان او جاری بود و هیچ گاه از نماز شب غفلت نمی ورزید.

شهید مهدی محمدی همزمان با آغاز جنگ تحمیلی در اسفند 1363 برای اولین بار به جبهه های جنوب اعزام و در سال 1364 وارد گروه تخریب گردید.پس از گذراندن دوران آموزش ویژه تخریب ، برای شرکت در عملیات والفجر 9در منطقه عملیاتی مریوان اعزام گردید .در همین عملیات ، از ناحیه سر مجروح شد .در خرداد سال 1365 پس از پایان ترم ، بار دیگر عازم جبهه های غرب گردید .در این زمان مهدی مسئول اعزام نیرو از امور فرهنگی دانشگاه شده بود .

و در نهایت شهید در شهریور ماه سال 1365 در ((عملیات کربلای 2)) در منطقه حاج عمران پس از نبردی جانانه همراه با شهید کاوه (فرمانده لشگر ویژه شهدا ) و تعدادی از دوستانش به شهادت رسید امام بواسطه عدم اطلاع دقیق از شهادت او ، خانواده محترم ایشان هشت سال در انتظار بازگشت فزرند خود نشستند تا اینکه در سال 1373 پیکر مطهرش در میان اشک و آه دوستان و خانواده تشییع و در روستا سنخواست به خاک سپرده شد .

مادر شهید می فرماید

مهدی خیلی مظلوم بود ، موقعی که در مدرسه به آنها تغذیه می دادند تغذیه خود را نمی خورد و به بچه های فقیر و بی بضاعت می داد . وقتی به دبستان می رفت خوراکی در کیف او می گذاشتم و او می گفت : مادر بیشتر بگذار تا با بچه هایی که ندارن بخورم .

روحش شاد و یادش گرامی باد .

منبع : پرونده فرهنگی شهید  

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده